تبليغاتX
غروب غم انگیز.



 

 سلام به کسانی که به وبلاگ من میان. 

من غزل ک. هستم مدیر وبلاگ غروب غم انگیز.

در یکی از روزهای سرد پاییزی همراه با دوستم نیایش سفری به امامزاده داشتیم و در جاده که راه میرفتیم باد پاییزی که به همراه خود برگ های زرد درختان را به همراه داشت و غروبی دل انگیز که هر چشمی را نظاره گر می کند آخه غروب های شهر ما بسیار آرامش بخش و زیباست.  برای همین منو نیایش تصمیم گرفتیم اسم وبلاگمو غروب غم انگیز بزارم. اما موضوعات وبلاگم با عشقی که به شهدا و ولایت دارم انتخاب میکنم. امیدوارم  مطالبم مفید واقع شود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389;ساعت 8:11;  توسط غزل;  | 

 به نام خدا
محرم ماه خون بر
شمشیر...

دو دیده اشك باران است ، محرم
ز سوگ جمله یاران است ، محرم

جهان می بارد ، اشك داغ یاران
ز ظلم نابكاران است ، محرم

ز رقص تیر و نیزه جنگ و میدان
نظر بر تیغ برّان است ، محرم

نه رحمی باشد آنجا از یزیدان
عدو را سینه حیران است ، محرم

شكوه و بس عزاداری ، نمایان
به ماتم نوحه خوانان است ، محرم

جوان و پیر و كودك سینه ، عاشق
جهان را جمله نالان است ، محرم


حسین(ع) و جمله یاران شهیدش
محرم راه آنان است ، محرم

هدف بر آن گلوی ناز اصغر
كمان بر چله لرزان است ، محرم

به اشك زینب از نعش برادر
به زخم سم و پالان است ، محرم

گلو بس تشنه از شط فرات است
به راهی ، ساقی ، جانان است ، محرم

عمویی ، ساقی و با مشك آبش
اسیر ، بر تیر و پیكان است ، محرم

ز قدرت زور و بازوی ، ابوالفضل
مروّت تا دم جان است ، محرم

دو طفل مسلم از درد شكنجه
به بندی ، آهی ، پنهان است ، محرم

به زخم و نام اكبر تازه داماد
به عقدش ، حجله باران است ، محرم

تن خونین ، به آن خار مغیلان
به صحنه دیده سوزان است ، محرم

شهادت گشته كامل با محرم
به رمز و ریشه شاهان است ، محرم

نویسد ‹ طاهری› از ماه هجران
سخن در شعر فراوان است ، محرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389;ساعت 14:46;  توسط غزل;  | 

 

گفتم رضا و دل پرید
گفتم رضا و اشک ریخت
گفتم رضا و ناله زد
گفتم رضا و آه داد
گفتم رضا فریاد زد
گفتم رضا گفتا مگو
این دل مگر غمناک نیست
این دل مگر بیمار نیست
این دل مگر عاشق نشد
این دل مگر صیدش نشد
گفتم که زائر بوده ای؟
گفتم که مشهد رفته ای ؟
گفتم ضریحش دیده ای؟
گفتم رضا گفتا نگو
هر ساله با شور و شیاق
آه دلی از بحر یار
سر میدهم این من، خدا
کز دوری مولا رضا
دیگر ندارم تاب و نا
قصد زیارت کرده ام
دیدار رویش کرده ام
حال من شوریده دل
یا بار الهی پس به کی؟
این سالها بیخود گذشت
این روزها نالان گذشت
حال من شوریده دل
مولا رضایم پس به کی؟

گفت که آقا طالب است
شمس الشموس عالم است
گفتم که عیب از من بود
روی سیاه از من بود
با این من بد حال و دل
راهی ندارم، یا حسین.

 

4. التماس دعا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389;ساعت 15:18;  توسط غزل;  | 

       به نام هستی یکتا 

((ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر مبارکباد )) 

  به جان پاک تو ای دختر امام ، سلام به هر زمان و مکان و مقام سلام 

  تویی که شاه خراسان بود برادر تو بران مقام رفیع و براین مقام سلام

 به هر عدد که تکلم شود به لیل و نهار هزار بار فزون تر ز هرکلام سلام

صبح تا شب و از شام  تا طلیعه صبح بر استانه قدست علی الدوام سلام

 به پیشگاه تو ای خواهر شه کونین ز فرد خلیق به صبح و شام سلام

 منم که هرسر مویم به هر زمان گوید به جان پاک توای دختر امام سلام

                                         ((غروب  غمگین ))

 حضرت فاطمه (س) پس از ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيدحيات بود

و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد.

اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد.

سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب.

درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش،

زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران

مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که

تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389;ساعت 15:17;  توسط غزل;  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389;ساعت 16:10;  توسط غزل;  | 

   سالها قبل مردمانی قیام کردندو انقلابی نمودند  و بعدها بر اساس همان انقلاب حکومتی تاسیس  نمودند که تا آن روز تاریخ تجربه نکرده بود .حکومتی از جنس حکومت پاکان ، حکومتی که سعی می کند فرامین خداوند را جاری کند . خدا کند که بتوانیم و بشود ...

   واما بعدتر ها نبردی آغاز شد . نبردی که برای بسیاری قبل از آنکه نبردی بیرونی باشد ، نبردی از درون بود و آنانی در این مسیر ماندند و جاودانه شدند  که خوب با درونشان جنگیدند و خوب بر درخواستهای نفسشان غلبه کردند . آن مردمان بزرگترین موفقیتشان علاوه بر غلبه بر هوای نفس رفتار صحیح اجتماعی با همه مردمان جامعه بود و همین عامل بود که باعث شد تاثیر رفتار آنها بسیاری را که به این انقلاب بدبین بودن به انقلاب خوش بین نماید .

    آن روزها گذشت و از آن فرهنگ برای جوانان امروز چیزی به جای گذارد که نامش فرهنگ انقلاب است و ما مثلا میراث داران آن فرهنگ غنی هستیم . بد نیست گاهی رفتار اجتماعی خودمان را کالبدشکافی کنیم تا ببنیم در سالهای بعد از جنگ چه روی داده که  فاصله بین جوانان این همه زیاد شده و گاهی بازخورد رفتارهایمان در جامعه مبین فرهنگ حقیقی اسلام وتشیع نیست . بهترین کار نقد از خودمان است و انشاالله که از خودمان شروع کنیم .

                 عکس به جهت هفته دفاع مقدس است ...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389;ساعت 15:31;  توسط غزل;  | 

ماجرايي خواندني از پيدا شدن يك شهيد

آن روز صبح، كسى كه زيارت عاشورا مى خواند، توسلى پيدا كرد به امام رضا(ع). مى خواند و همه زار زار گريه مى كرديم. در ميان مداحى، از امام رضا طلب كرد كه دست ما را خالى برنگرداند، ما كه در اين دنيا همه خواسته و خواهشمان فقط باز گردان اين شهدا به آغوش خانواده هايشان است.

28 شهريور 1389-11:25:28


ماجرايي خواندني از پيدا شدن يك شهيد
28 شهريور 1389-11:25:28
منبع: پايگاه خبري جوان
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

آن روز صبح، كسى كه زيارت عاشورا مى خواند، توسلى پيدا كرد به امام رضا(ع). مى خواند و همه زار زار گريه مى كرديم. در ميان مداحى، از امام رضا طلب كرد كه دست ما را خالى برنگرداند، ما كه در اين دنيا همه خواسته و خواهشمان فقط باز گردان اين شهدا به آغوش خانواده هايشان است.

اوايل سال 72 بود و گرماى فكه. در منطقه عملياتى والفجر مقدماتى، بين كانال اول و دوم، مشغول كار بوديم. چند روزى مى شد كه شهيد پيدا نكرده بوديم. هر روز صبح زيارت عاشورا مى خوانديم و كار را شروع مى كرديم. گره و مشكل كار را در خود مى جستيم. مطمئن بوديم در توسل هايمان اشكالى وجود دارد.

آن روز صبح، كسى كه زيارت عاشورا مى خواند، توسلى پيدا كرد به امام رضا(ع). شروع كرد به ذكر مصائب امام هشتم و كرامات او. مى خواند و همه زار زار گريه مى كرديم. در ميان مداحى، از امام رضا طلب كرد كه دست ما را خالى برنگرداند، ما كه در اين دنيا همه خواسته و خواهشمان فقط باز گردان اين شهدا به آغوش خانواده هايشان است و...

هنگام غروب بود و دم تعطيل كردن كار و برگشتن به مقر. ديگر داشتيم نااميد مى شديم. خورشيد مى رفت تا پشت تپه ماهورهاى روبه رو پنهان شود. آخرين بيل ها كه در زمين فرو رفت، تكه اى لباس توجهمان را جلب كرد. همه سراسيمه خود را به آنجا رساندند. با احترام و قداست، شهيد را از خاك در آورديم. روزى اى بود كه آن روز نصيبمان شده بود. شهيدى آرام خفته به خاك. يكى از جيب هاى پيراهن نظامى اش را كه باز كرديم تا كارت شناسايى و مداركش را خارج كنيم، در كمال حيرت و ناباورى، ديديم كه يك آينه كوچك، كه پشت آن تصويرى نقاشى از تمثال امام رضا(ع) نقش بسته، به چشم مى خورد. از آن آينه هايى كه در مشهد، اطراف ضريح مطهر مى فروشند. گريه مان درآمد. همه اشك مى ريختند. جالب تر و سوزناكتر از همه زمانى بود كه از روى كارت شناسايى اش فهميديم نامش سيد رضا است. شور و حال عجيبى بر بچه ها حكمفرما شد. ذكر صلوات و جارى اشك، كمترين چيزى بود.

شهيد را كه به شهرستان ورامين بردند، بچه ها رفتند پهلوى مادرش تا سرّ اين مسئله را دريابند. مادر بدون اينكه اطلاعى از اين امر داشته باشد، گفت:

پسر من علاقه و ارادت خاصى به حضرت امام رضا(ع) داشت... .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389;ساعت 9:57;  توسط غزل;  | 

 

عيد سعيد فطر، عيد آسودگي از آتش غفلت و رهيدگي از زنجير نفس، بر ميهمانان حضرت حق مبارك باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389;ساعت 16:58;  توسط غزل;  | 

 

 

انقلاب اسلامی ایران، حرکتی شکوهمند در عرصه تحولات سیاسی قرن حاضر بود که با تقویت روح استکبارستیزی در میان مستضعفان جهان، از جمله مردم ستم دیده فلسطین، برای مبارزه و رهایی از چنگال استکبار، نشاطی تازه پدید آورد. انقلاب ایران، آرمانِ آزادی قدس را یکی از اهداف جهانی اش نامید. انتخاب روز قدس از سوی امید مستضعفان جهان، نشان داد که انقلاب اسلامی به وسعتی فراتر از خاک ایران می اندیشد و هرگز در درون مرزهای خود زندانی نخواهد شد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389;ساعت 16:39;  توسط غزل;  | 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید


خدایا !

در آشوب و فتنه و بلا، عده ای تو را گم می کنند و عده ای تو ر ا پیدا می کنند .

ما را از بندگان یابنده خودت قرار ده !



خدایا !

در طوفانهای سنگین و بنیان کن ،بعضی تو را از دست می دهند و برخی تو را به دست می آورند.

دست ما را از دست خودت در نیاور و دست و دلمان را از خودت خالی نکن!



خدایا !

در هجوم بی امان شدائد و سختی ها ، گروهی به دامن تو می آویزند و گروهی از دامن تو می گریزند.

مامن و گریزگاه ما را آغوش مهربان خودت قرار ده .    

                                                                                  آمین...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389;ساعت 14:37;  توسط غزل;  |